|
|
|
| لینکها |
 |
|
|
|
|
|
|
|
|
آیا باور کرد مرگ خورشید را ؟
با نا آشنایان دل آشنا !
درود گرم و ستایش بی پایانم را توام با اخلاص و صمیمیت خدمت شما نا اشنایان دل اشنا ، پیشکش مینمایم تا ازین طریق شما را در خلوتکده تنهائی و انزوای یک روح عاصی ، دردمند و تنها رهنمون گردم تا درد دانه های سینه مجروح و خونینش را به سائقه همان آشنائی و همدردی برای شما به خوانش گیرد.
اما القصه :
آنگاهیکه "سپیده" دم بعد از جنگ دوامدار و خونینی که با طلایه داران "شب " داشت بالاخره طلسم حاکمیت شب را در هم شکست و با جلوه ها و کرشمه های رندانه و صبورانه اش و با پنجه های نرم و نازک آشنایش ، پلکهای بخواب رفته خورشیدر ا به بازی گرفته تا با لبخند ملیح و سیمگون او ، جهان را نورانی نموده و آخرین بقایای تیرگی و شب را با نیزه های ذرین و طلائی اش ، راهی دیاران عدم نماید تا هیچگاه شب نگهداران در پناه پرده سیاه شب ، مسافران جاده های انوار طلائی آفتاب را به قعر ظلمات ذلت و پستی پرت نه نمایند .
دوستان ! آیا به راستی شب برای همیش نابود گردید؟ و بار دگر طلایه داران شب ، خورشید را در چاه ظلمانی به بند نکشیده و جاودانگی شب را اعلان نخواهند نمود ؟
نه ! هوشدارید غافل نباشید همین حالا بنگرید که سیمای خونین و غبار آلود خورشید در غروب ، باز هم از حاکمیت شب و تاریکی و تلخی و درد و هراس و وحشت و رقص جنیان و مرگ طلوع سخن میگوید . چرا چنین ؟؟؟ هر آنچه را که یافته ایم دوباره گم کنیم ؟ چرا غروب ، سرنوشت غم انگیز سپیده دمان باشد ؟ چرا در حاکمیت شب سیاه و هراس انگیز، نور و روشنی را به بند میکشند ؟ ما تاکی در هجرتکده این زندگی معکوس ،غروب خورشید ارزوهای مان را با چهره خونین و رقتبارش در حال فرو رفتن در سیاهچا ل ظلمانی شب ، مشاهده نمائیم ؟.
آیا این سر نوشت محتوم ماست که بعد از پیروزی نور بر ظلمت ، باز هم مرگ طلوع را دردناکانه بنگریم و در صحرای قیر اندود شب ، تنهای تنها محکوم به ماندن باشیم ؟؟؟.
نه ! نه ! چشمک هر ستاره ی در شب ظلمانی ،ما را مژده ایست که افتاب نمرده است و شب علیرغم حاکمیتش، باز هم نتوانسته نشانه های نور را از بین ببرد . زیرا خورشید ما بی زوال است و بما نوید میدهد که بیائید من در خلوت هر مهتاب و در تابش هر ستاره و در ساحل نوری کهکشانها با شما هستم . در شب نمانید و با شب خو مکنید و بسوی هر روزنه از نور که بروی تان تابیدن میگیرد ، پرواز کنید.
|
|
| |
|
Comments
بغلانی
11 Mar 2009, 13:10
آری به خدا: خورشید نمرده است. به پیش
پایتان ننگرید به آن آسمانهای بلند نگاه
کنید که پر از ستاره گان نور افشان است و
نوید طلوع دیگر را می دهند و اینرابه گوش دل
زمزمه می کنند که آفتاب ما مرگ پذیر نیست
حاجی جان
صد سال دیگر زنده باشی با این قطعه زیبای که
چه نا گفته های را گفته یی
|
| |
|
|