مقالات منتشر شده در این سایت، بازتاب نظریات نویسندگان ان بوده و اداره سایت مسولیتی در قبال انها ندارد و کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد
پیوندها
 
مذاکره با طالبان؛ تهدیدی برای ارزش های دموکراتیک افغانستان یا سرآغاز از هم پاشی گروه طالبان
 
جستجوگر
براي جستجو در موترهای جستجو  واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد
 
تعداد بازدید کنندگان
 

مذاکره با طالبان؛ تهدیدی برای ارزش های دموکراتیک افغانستان یا سرآغاز از هم پاشی گروه طالبان

عبدالاحد بهرامی

با پایان یافتن کنفرانس لندن، اکنون همه نگاه ها به سوی دولت افغانستان و جوانب ذیدخل در موضوع مذاکره با طالبان دوخته شده است. این کنفرانس با اهداف و در واقع با هدف مشخصی دایر گردید: مذاکره با طالبان. این هدف که در واقع چرخش قابل ملاحظه ای در تغییر سیاست دولت افغانستان و جامعه بین المللی در قبال شورشیان طالبان قلمداد می گردد، با بدبینی ها، بی اعتمادی ها و انتقادهای زیادی همراه بوده است. رییس جمهور کرزی طوری که مذاکره با طالبان را جزء اهداف کلیدی دولت جدید خود اعلام کرده بود، بر مذاکره و آشتی با گروه طالبان تاکید می کند، اما بسیاری از جناح های سیاسی و گروه های قومی ساکن در کشور و همچنان بعضی از قدرت های منطقه ای و جهانی در رابطه با این طرح ابراز بدبینی کرده و برگشت طالبان را به منزله ذبح ارزشهای دموکراتیک کشور، به هدر دادن دستاوردهای هشت ساله افغانستان و امتیاز یکجانبه ای برای گروه شورشی طالبان قلمداد می نمایند.
در ادامه یک سلسله کنفرانس های بین المللی برای افغانستان در جریان هشت سال گذشته، کنفرانس بین المللی سال جاری در لندن با اهداف مشخص و هدفمند در مقایسه با سایر کنفرانس های سالهای گذشته دایر گردید. از عمده ترین مشخصه های این کنفرانس آن بود که افغانستان متفاوت با نشست های بین المللی برای افغانستان در سالهای گذشته، در رهبری و هدایت آن نقش بسیار برجسته ای داشت و در طرح های ارائه شده در آن نیز دولت افغانستان بیش از هر زمان دیگری نقش داشت. عمده ترین اهدافی را که دولت افغانستان و کشورهای غربی در این نشست دنبال می کردند، مذاکره با طالبان، "افغانی ساختن" روند تلاش های بین المللی برای امنیت، ثبات و توسعه در افغانستان و آغاز تحویل دهی مسئولیت های امنیتی از نیروهای خارجی به نیروهای افغان بود. این کنفرانس با اهداف ملموس عینی و دستکم با دو هدف مشخص به کار خود پایان داد. اولین هدف این نشست که عمده ترین آن به شمار می رود، مذاکره با طالبان است که جامعه بین المللی و لااقل کشورهای غربی حامی دولت افغانستان از آن پشتیبانی خود را اعلام کردند و صندوقی را برای حمایت از آن تشکیل دادند. دومین دستاورد کنفرانس لندن، تاکید این کنفرانس بر آغاز تحویل دهی تدریجی مسئولیت های امنیتی سراسر کشور به نیروهای مسلح افغانستان و تعهد این کشورها بر تسریع تقویت ارتش، پولیس افغانستان است. متقاعد شدن جامعه بین المللی به تسریع روند افزایش نیروهای مسلح افغان، افغانی ساختن جنگ و تمرکز بیشتر بر انکشاف و توسعه افغانستان در بخش های غیر نظامی، از جمله دستاوردهای خوبی به شمار می رود که در کنفرانس لندن به خوبی مشهود بود.
اما با همه سروصداهایی که این طرح داشته، تا هنوز همه ابعاد به خوبی مشخص نیست و دولتمردان نیز از این طرح تصویر گنگ و مبهمی را برای مردم به نمایش گذاشته است. بر این اساس نگرانی های جدی در مورد نحوه اجرای این طرح جنجال برانگیز و پیامدهای آن برای کشور وجود دارد. آیا در قالب این طرح، رهبران طراز اول طالبان و جنایتکارانی که ملت افغانستان هرگز نمی توانند آنها را ببخشند، مورد عفو قرار گرفته و امتیازهای سیاسی دریافت خواهند کرد؟ آیا این طرح به معنای بازگشت طالبان به عرصه سیاسی آینده افغانستان خواهد بود و اگر چنین باشد، ساختار نظام کنونی در کشور، دستاوردهایی چون دموکراسی، حقوق زنان و حقوق اقلیت ها تا چه اندازه آسیب پذیر خواهند بود و روند کنونی در کشور چه سمت و سویی را به خود خواهد گرفت؟ بدون تردید در صورتی که این طرح با توافق همگانی همه جریان های سیاسی و ملیت های ساکن در کشور دنبال نگردد، می تواند تبدیل به نوعی از معاملات پنهانکارانه ای تبدیل گردد که وحدت ملی، اعتماد میان جریان های سیاسی و گروه های قومی را خدشه دار خواهد ساخت. آنچه که مسلم است، این است که برگشت طالبان به عنوان یک نظام فکری و سیاسی، تهدید بسیار جدی برای قانون اساسی کشور خواهد بود و در این صورت ارزش های دموکراتیک نظام کنونی و دستاوردهایی چون اعاده حقوق و کرامت انسانی زنان و... که افغانستان برای اولین بار در طول تاریخ خود به آنها دست یافته است، در معرض تهدید قرار خواهند گرفت. این طرح در صورتی که تلاش نماید به رهبران طالبان امتیاز دهد، نه تنها ممکن است نتیجه ای مطلوب را به بار نیاورد بلکه می تواند بصورت بالقوه خطرناک باشد؛ چه آنکه هسته مرکزی طالبان شرایط انعطاف ناپذیر خود را دارند. رهبران اصلی طالبان علاوه بر اینکه خواهان خروج نیروهای خارجی از کشور هستند، به نظر نمی رسد به هیچ وجه بتوانند قانون اساسی کشور را بپذیرند. بر این اساس رهبران طراز اول طالبان در چارچوب این طرح بر نمی گردند، و حتی اگر (با امتیاز دادن های دولت افغانستان) برگردند، آنها با ایدئولوژی شان برخواهند گشت و این به معنای به مسلخ کشاندن قانون اساسی، ارزش های دموکراتیک و دستاوردهای هشت سال گذشته خواهد بود. اگر این طرح آن طور که گهگاه مقامات کشورهای غربی گفته اند، بصورت عمده گروه های کوچکی را هدف قرار دهد که در صفوف طالبان می جنگند، در آنصورت احتمال موفقیت آن بسا بیشتر خواهد بود. گروه های متعددی در صفوف طالبان می جنگند که الزاما از لحاظ ایدئولوژیک هم سنخ طالبان نیستند. همچنان بخشی از جنگجویان این گروه را ناراضیانی تشکیل می دهند که به دلیل نارضایتی از دولت و یا برای مبارزه علیه نیروهای خارجی به طالبان می پیوندند. از سوی دیگر بیکاری و فقدان اشتغال کافی در کشور بر توانایی طالبان در جذب و استخدام جنگجویان خود افزوده است. با توجه به همه این عوامل و علل پیوستن این جنگجویان به بدنه طالبان، بخش بزرگی از این جنگجویان غیر ایدئولوژیک این گروه را می توان با پول خرید و آنها را از صفوف طالبان جدا کرد. در صورتی که جنگجویان عادی طالبان و گروه های کوچکتر این گروه با پرداخت پول و... هدف قرار گیرد، آنگاه اهداف مورد نظر طرح آشتی و مذاکره با طالبان، بصورت نسبی دست یافتنی خواهد بود. و اگر این طرح با شیوه مناسب و با حمایت عمومی به پیش برده شود، می توان امیدوار بود که بتواند در صفوف طالبان شکاف ایجاد کرده و سرانجام منجر به تضعیف این گروه گردد. با تضعیف بدنه اصلی این گروه با این شیوه و همچنان از طریق جبهه جنگ، آنگاه در هم کوبیدن هسته مرکزی طالبان بسیار ساده تر خواهد بود. موفقیت این طرح در خلع سلاح طالبان و برگشت دادن آنها به جامعه به عوامل متعددی بستگی دارد. حمایت همه مردم و جریان های سیاسی کشور از این طرح و ایجاد مکانیزم شفاف برای مذاکره با طالبان از شرایط اساسی است که در توفیق آن تاثیرگذار خواهد بود و به تبع آن، مشارکت و حمایت عمومی از آن بی اعتمادی ها، بدبینی ها میان دولت و مردم و جریان های سیاسی و میان گروه های قومی را از میان برخواهد داشت و باعث تقویت هر چه بیشتر این پروسه خواهد گردید. از سوی دیگر طوری که مقامات امریکایی تاکید کرده اند، در صورتی که طالبان در جبهه جنگ سرکوب نشوند و به گفته گوردون براون، ماشین جنگی شان درهم کوبیده نشوند، مذاکره با آنها به احتمال قوی راه به جایی نخواهد برد. در صورتی که مطابق با استراتژی جنرال مک کریستال، فرمانده نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان، جنگجویان در خطوط مقدم با ضربات خرد کننده نیروهای ناتو و افغان مواجه شوند؛ آنها در جبهه تضعیف شده و از موضع ضعف حاضر به مذاکره خواهند شد. تنها در این صورت، دولت افغانستان قادر خواهد بود تا با بعضی از شاخه های گروه طالبان از در معامله و مصالحه پیش آید و تلاش نماید تا در صفوف این گروه انشعاب ایجاد نماید.
منبع : http://outlookafghanistan.blogsky.com /

   

Comments

No comments yet
*Name:
Email:
Notify me about new comments on this page
Hide my email
*Text:
 
Powered by Scriptsmill Comments Script
   
All Rights Reserved 2009-2010 © by http://www.kabul.net.au
 contact@kabul.net.au
 The Template Designed By .:Jawaid Deljo:.