مقالات منتشر شده در این سایت، بازتاب نظریات نویسندگان ان بوده و اداره سایت مسولیتی در قبال انها ندارد و کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد
لینکها
 
خطر جدی است !
 
جستجوگر
براي جستجو در موترهای جستجو  واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد
 
تعداد بازدید کنندگان
 

خطر جدی است !

نوشته: رضا حسین زاده

چهارشنبه, 30 جدی 1388
 مسله اخیر رای دهی پارلمان افغانستان به وزاری پیشنهاد شده از جانب ریاست جمهوری کشور یکی از رخداد های مهم بوده است که، از جوانب مختلف ونگاه های گونا گون مورد نقد وبررسی قرار گرفته است،واز طرف بیشترین کارشناسان مسایل ملی به این باورند که در دو مر حله اخیر رای دهی پارلمان به وزاری پیشنهادی بیشتر مسایل قومی و نژادی مورد نظر قرار گرفته چیزی که نگرانیهای زیاد را نیزبرانگیخته است ، دراین نوشته نگاهی داریم به اهم مسایل مر بوط به این روند وپی امد های ناشی از ان. با اینکه پروسه جدید دولت سازی در افغانستان و قانون اساسی کشور ما،به عنوان پیمان ومیثاق معتبر ملی علیه موارد وافکار مخرب وضد انسانی چون: تبعیض نژادی،قوم پرستی به عنوان بد ترین وزیشترین تفکر و منش سیاسی بشری تأکید نموده،و در برابر بی عدالتی،نفاق افکنی در سطح ملی موضع روشن و تعریف شده یی دارد،اما با تأسف بار ها مشاهده شده است که،منکرات دینی ودمو کراسی،ضد ارزشها ونفرتهای نفی شده در میثاق ملی ما چون: امتیاز خوا هی، بر تری طلبی وانحصار گرایی،هنوز هم به عنوان یک فرهنگ نفرت زا و انحرافی در ذهن و اندرون بعضیها زنده وبه حیات شوم خود ادامه داده است. این تفکر  منحط  وضد ترقی باعث یا غی گری سیاسی در محافل اجتماعی گردیده و حتی در این اواخر درخانه قانون گذاری کشور و مرکز  که باید فرهنگ بالنده همگرای،همپذیری ملی و گسترش عدالت ترویج ووتبلیغ  شود، با بد ترین شکل  ممکن به عنوان یک راه کار سیاسی در سا ختار  دولتی وحکومتی بروز وچهره نمای نموده است، واین روند که با روحیات ملی مردم ما ضدیت دارد سبب، ملتهب شدن وضعیت اجتماعی وروانی ملت گردیده و مخالفتها وبعضا تظا هرات مسالمت امیز مردم ولایات را در پی اورده است . دسته ها ی کوتاه بین وعاقبت نیندیشند که،با تفکر و کردار نا پسند شان در گذشته نیز مایه شرمساری ملت ودولت افغانستان گردیده بودند اکنون باز هم با اعمال نفاق افکنانه خود زمینه ساز نفاق ملی و بد نامی جهانی کشور می شوند،اینها با منشهای تبعیض امیز خود چهره افغانستان را دوباره در قضاوت ونگاه مردم دنیا مخدوش نموده و در داخل کشور به بحران سازی ادامه می دهند.
 واز طرف دیگر ارزشهای شناخته شده در قانون اساسی چون: صلح وثبات،وحدت ملی،عدالت و مشارکت ملی را نیز به راحتی زیر پا و قربانی مطامع سخیف و نفرت زای خود می گردانند.این اهنگ شوم که،با لجاجت تمام طبل نفاق وشقاق ملی را به صدا در اورده اند، بدون شک زنگ خطر است که درنوبت خود می تواند برای وحدت ملی ما سهمگین و جدی باشد، این خطر خزنده و مزمن که در گذ شته ها نیز چون زالو شیره حیات قامت اقتدار وسرو سر بلندی ملت افغانستان را از درون مکیده وخورده و قلب پر تپش ملت و کشوری را از حرکت و شکو فای باز داشته است. واینک با زهم چون مار های گزنده از یزیر خاک زمستانی سر در اورده وبنای مسموم نمودن فضای زندگی ملت مارا دارند.
 درد اور است که ما بعد از هشت سال رویکرد اگا هانه ملی و تفاهم همگانی در جهت رفتن به سوی دمو کراسی و کثرت گرای، ازادیهای اجتماعی وسیاسی باز هم شاهد ریشه گرفتن ورشد تفکرات ارتجاعی و ازار دهنده نژاد پرستانه در کشور خود باشیم، ما امروزه برخلاف تصور وارزو مندی های بجا و ارجناک ملی شاهد هستیم که  ارزشهای ملی ودینی ما با وقاحت وزیشتی تمام از جانب تعداد انسانهای عقب گرا و تاریک اندیش به بازی گرفته شده وفدای منافع قبیله یی،بعضا شخصی ومعا ملات پولی وبازیهای ویرانگر پنهانی انها وبادران پشت پرده شان می گردد،ما باید به یاد داشته باشیم که همین تفکرات ضد ملی و ضد ترقی بود که بطور نمونه در قرن گذشته وزمان حکومت جوان امان الله خان،جریان استقلال طلبی و حرکت نوین ترقی خواهی  ملت افغانستان را،گرچه بشکل ابتدای اغاز یافته بود با چالش وبعد با سقوط رو برو نمود.
ما در این مقاله در پی مقایسه امان الله خان و اقای کرزی و حکومت ان دو نیستیم اما بدو ن تردید شباهت های میان این دو دوره و عصر وجود دارد، شرایط  وفصتهای به وجود امده در زمان امان الله خان که می رفت تا زمینه ساز یک خیزش علمی و فرهنگی وسیع در میان جوانان وتحصیل دیدگان گردیده و رشد وتوسعه سیاسی اقتصادی ر در پی بیاورد اما،با دخالتهای شرم اور این دسته های دین باز و دین فروش و گروه های منحط و انحصار گرای قبیله یی که، بنام دین بیرق خیانت بلند کرده بودند به باد فنا سپرده شده وباعث توقف وعقیم ماندن جریانهای ازادی خواهی ان زمان گردید.
 به یاد داریم رخداد های لویه جرگه پغمان را که، جریان منفور خیانت و ارتجاع و عوامل بیگانگان علی رغم خواست و طرحهای امان الله خان مبنی بر ازادیهای قانونی، مشارکت سیاسی اقوام افغانستان درقدرت وحکومت،چگونه با روشهای ریا کارانه مانع پیروزی پروسه یاد شده گردیده و در نهایت به تخریب و انحراف جریان جوان ودموکراسی خواه و شکست دادن حکومت نو بنیاد امان الله خان اقدام نموده وعلیه ان اعلام جهاد نمودند و اخرالامر تفکرات عقب مانده و اعمال ضد ملی انها باعث برگشت  ایادی استعمار و استبداد سیاه گردید.
بنظر ما شرایط این روزها خیلی به روزهای اخیر حکومت امان الله خان شبا هت دارد به همین دلیل باور بر این است که اگر رییس جمهور کرزی و دولت افغانستان به ارزشهای دمو کراتیک چون:وحدت ملی،مشارکت ملی، عدالت،همزیستی وبرابری شهر وندان این کشور ایمان داشته و به حمایت و پاسداری از انها متعهد است باید،با جدیت و صلابت جلو گروپهای واپسگرا و نفاق انداز را گرفته و فرصت تخریب روحیه وفاق ملی را از ان ها باز گیرد،نباید به انها فرصت داده شود تا از ادرس مقدس خانه مردم  و پارلمان علیه روحیه وخواست مشترک وطنی دهن کجی نموده و ارزشهای ملی را به مسخره گیرند. نباید اجازه داد ه شود تا پس مانده های دوران سیاه استبداد با سو استفاده از مقام ومنزلت پارلمان ونمایندگی از ملت شریف افغانستان لجو جانه به تر ویج شقاق ونفاق ملی پرداخته و به ناکامی پروسه جدید و دولت نوین افغانستان  اقدام نمایند.
 که در ان صورت تنها هزاره وازبک نه بلکه کل مردم افغانستان و پیشتر از همه نظام جدید وجوان ملت ما  که نتیجه  وخونبهای میلیونها مدافع ارجمند وشهید شاهد دوران جهاد ومقاومت است ضربه دیده و ضرر خواهد نمود، باید قبول  نمایم که خطر عقب گرایان و نفاق پیشگان جدی  و توطه انها حساب شده است. پس سکوت در برابر جریان خیانت که تا اندرون خانه قانون گذاری ما  هم نفوذ نموده است پذیرفتنی نبوده و به صلاح استقلال ،و حدت ملی وسیادت میهنی ما نمی باشد.
بر خورد سیستماتیک گروه نفاق، با وزرای پیشنهادی اقوام هزاره وازبک ضمن اینکه از توطه دشمنان افغانستان حکایت دارد،نمایا نگر مو جودیت مرض شدید و ویروس کشنده تبعیض و قوم گرای در روح وروان  دسته های یاد شده  می باشد، مرض مزمن که اینده افغانستان و حتی جهان را  نیز می تواند تهدید نماید، بعلاوه ان اقدام مکرر انها برای نفاق اندازی وکتمان حضور اقوام بزرگ این کشور خودیک نوع تمسخر است به شناخت،اعتماد وتلاشهای خیر خوا هانه رییس جمهور کشور، توجه نکردن به ان دسته های قانون شکن را بر رسیدن به اهداف شان جری تر می سازد.
برخوردهای نفاق افکنانه این گروه در پارلمان گرچه یک مسله تازه نیست اما عکس العمل انها در این دو دوره اخیر،و روند رای دهی به وزارا  سیاست توطه  امیز انها علیه اقوام  غیر پشتون را به نمایش می گذارد ونشان داد که انها تا چه حد نسبت به اقوام بزرگ افغانستان احساس کینه ونفرت می نمایند،بر خلاف انچه که بعضیها گفته اند بر خورد وکلای یاده شده در دو دوره اخیر رای دهی برخورد با اشخاص معین نبوده ونیست بلکه نمایانگر عمق بغض انها نسبت به هزاره وازبک می باشد .
بنظر مردم  ما گروه های فشار در پارلمان افغانستان ضمن تحقیر نمودن شهروندان کشور ومدا فعان راستین  استقلال وطن گویا قصد انتقام گیری را نیز در کله می پرورانند،این دسته که چهره اصلی شان را زیر شعار وحمایت از پشتونها پنهان کرده اند با غرور و نفرت می خواهند انچه را که از حذف اقوام در زمان طالبان باقی مانده اند به انجام برسانند.
 سخن اخر اینکه: ما هزاره ها خود در شکل گیری روند تحقیر وشکستهای سیاسی امروزی مان مقصر هستیم، از یاد نبریم که تحقیر شدن سهم مردمان نا متحد و پراکنده است والا فرزندان شجاع مردم ما بود ند که،با دستان خالی وشکمهای گرسنه همراه با دیگر مدا فعان افغانستان القاعده و طالبان رابارها به پرتگاه شکست و ذلت کشانده بودند،اما بعد از مرحله سقوط نظامی انها، پیش از همه خود به تحقیر مان پر داختیم و عظمت وعزم سازنده فرزندان مان را خرد ونا چیز پنداشته وبه جای  ایستادگی بر سر ارمانهای عدالت خوا هانه و دمو کراتیک مردم صبور وروشن ضمیر مان به دوری از همدیگر اقدام کردیم .ما انروز که تار و پود وحدت مزاری افریده را با دست خود پاره کردیم عزت و حرمت خودرا نیز با دستهای مان شکستیم. ما به جای سامان دهی فرهنگی و سیاسی نیروهای کیفی وانسجام بیشتر صفوف ملت خود،به جان همدیگر افتادیم ما در عوض اینکه،از فرزندان رشید ومدافعان غیور ملی وفرهنگیان ودیگر ادیشان تحول افرین حزب ومردم خود دلجوی و قدر شناسی می کردیم به تضعیف همدیگر مشغول شدیم واین روند نا مناسب از دید گرو ه های انحصار طلب  دور نبود انها با سو استفاده از  وضعیت  پیش امده ساختارهای در هم شکسته استبدادی را دوباره سامان داده وبرای انها جان تازه بخشیدند. واکنون می بینیم همانهای را که بدون محکمه وپرسان اما از روی محبت وطنی وعواطف دینی یکشبه و بدون محاسبه ودور اندیشی از زندانهای مزار وشبرغان ازاد کرده بودیم به جان ما افتداه اند و نا جوانمردانه پنجه در گلوی ما انداخته اند، و همه  تعهدات و پیمانها را زیر پا گذاشته وبه تحقیر و حذف مان کمر بسته اند لذا در این زمان وبا این وضعیت نباید امید بیشتر از این را داشته باشیم.
ما که: در ابراز محبت وگذشت نسبت به همدیگر  تمایلی نشان نمی دهیم طبیعی خواهد بود که شمشیر ستم بصورت دیگری گردن افتخار ما را قطع نموده و جسد مارا به بیرون از ورطه سیاست و تصمصم گیری بیندازد،گرچه هم اکنون زمان ناله وانتقاد از هم دیگر نیست اما بدون یاد اوری از گذشته های مان نیز نمی توانیم قامت مان را استوار بسازیم .بهر حال زمان ان است که ما در یک کلام  اگا هانه متحد و منسجم شویم وبازی شعارهای فریبنده ملت سازی و نمونه بی پشتوانه دیگر را نخوریم، والا حیات ما،تاریخ ما وارزشهای فرهنگی ما در خطر نا بودی قرار دارد، دیروز که کتابها وافکار وفرهنگ مارا به اب ریختند در حقیقت غیرت مارا به ازمایش می گرفتند وقت دیدند که همت وروح مزاری در کالبد این مردم  کم رنگ گردیده است، به پیش روی ادامه دادند وتا اینجا رسیدند.
باید بدانیم که طرف چنان نا جوانمرد و بی اعتبار است که در حذف ونا بودی ما از هیچ  وسیله وابزاری دریغ نکرده و نمی کنند، ساده اندیشی است که فکر شود انها از کشت وکشتن نتیجه نگرفته ودیگر بدنبال جنگ و خون ریزی نیستند، اگر ورق برگردد شمشیر انها مثل گذشته  اوراق قران  و گلوی نوزادان را نیز پاره خواهد کرد
 اما وظیفه ما در این مر حله چه خواهد بود؟ ما ضمن اینکه مخالف هر گونه اختلاف اندازی نفاق،ورویکرد های خشونت امیز هستیم  اما به عنوان شهروندان کشور خود حق داریم که از ارمانهای سیاسی مشخص و یگانگی وانسجام مردم مان حمایت نموده  وبه ترویج ارزشهای چون وحدت ملی ،مشارکت ملی ،عدالت  وبرابری حقوق شهر وندی، کثرت گرای ،ودیگر باروهای دمو کراسی بپردازیم ،وبا جدیت واما با وقار ومتانت طرف مقابل را نیز به  گفتگوی شفاف و منطقی فرا بخوانیم وبکوشیم تا صف مردمی وطن دران  با دیانت پشتون خودرا  از گروه بازاریان تجارت پیشه ونفاق افکن جدا سازیم .ما می توانیم که با توان  وخردمندی با هموطنان مان همزیستی را پیشه ساخته و در کمال دوستی ومحبت به زندگی شرافت مندانه وانسانی مشترک مان ادامه بدهیم .
و در راستای همین باور و ضرورت متحدانه بکوشیم تا با هم فکران مان هرچه بیشتر نزدیک گردیده واز راهای مسالمت امیز ومبارزات دموکراتیک همراه با مجامع مدنی افغانستان اعمال سیاه ونکبت بار انحصار گران را به محکمه کشانده وخوا هان رسیدگی به اعمال انها شویم.
درگستره اساسی تر تلاش نمایم تا بگونه قانونی و معقولانه راه کارهای را جست وجو نموده وزمینه های را به وجود بیاوریم که ، در پر تو ان جایگاه اقوام بطور قانونی ورسمی در ساختار نظام سیاسی ما تعریف، شنا خته و تطبیق شود.
ویا اینکه  همراه با دیگر گروه های سیاسی وطنی  سازمان ملل که ناظر تطبیق درست فیصله های صلح بن می باشد ،زمینه های پیاده کردن نظام فدرالسیم را در کشور اماده سازیم ودرغیر ان صورت ما هیچ ضمانت نداریم که هر روزه از پارلمان و وزارت خانه ها با تحقیر و اهانت اخراج نشویم.
منبع : http://www.samangan.org/site2/index.php?route=news/view/&Nid=2043

   

Comments

No comments yet
*Name:
Email:
Notify me about new comments on this page
Hide my email
*Text:
 
Powered by Scriptsmill Comments Script
   
All Rights Reserved 2009-2010 © by http://www.kabul.net.au
 contact@kabul.net.au
 The Template Designed By .:Jawaid Deljo:.