مقالات منتشر شده در این سایت، بازتاب نظریات نویسندگان ان بوده و اداره سایت مسولیتی در قبال انها ندارد و کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد
لینکها
 
مجلس نمایندگان چه خواهد کرد؟ با شیوه و ساختار فسادآلود فساد
 
جستجوگر
براي جستجو در موترهای جستجو  واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد
 
تعداد بازدید کنندگان
 

مجلس نمایندگان چه خواهد کرد؟ با شیوه و ساختار فسادآلود فساد

عبدالله هروی

"فساد" یکی از چالش های عمده در عرصه های سیاست، اداره، اقتصاد و امنیت در طی چندسال گذشته بشمار می آید. وجود فساد موجب گردید که نه تنها آرزوها و انتظارات مردم به باد رود، بلکه فرصت ها و زمینه های مساعد داخلی و بین المللی افغانستان بدون دست آورد نیز از بین برود. شرح این وضعیت تاسفبار بگونه ای است که امروز در واقعیت زندگی مردم ما کاملا هویدا می باشد. در عرصه امنیت، هنوز افغانستان نه تنها قادر نگردیده است که نیروی امنیتی متکی بخود را بوجودآورد و در این راه پیش برود، بلکه حتی تلاش و فعالیت نیروهای بین المللی نیز در تامین امنیت با موفقیت قابل انتظار همراه نبوده است. با گذشت هشت سال و حضور بیش از چهل کشور و نزدیک به صدهزار نظامی، افغانستان در وضعیت جنگی بسر می برد و چشم انداز این جنگ خونین در برابر یک گروه بسیار کوچک در پرده ابهام و تردید قرار دارد.
در عرصه اقتصادی روند بازسازی در کشور جز تلاش های کوچک، گام مهم و بنیادی برداشته نشده است. این گام های کوچک هم نه از سوی حکومت و اعضای جامعه بین المللی، بلکه اغلب از سوی موسسه ها و بخش های خصوصی برداشته شده است. در این زمینه متاسفانه نه تنها سیاست و برنامه بلند مدت تهیه و ارائه نگردیده است تا روند آینده اقتصاد کشور و چشم انداز زندگی مردم در پرتو شفافیت و رفاه قرار داشته باشد، بلکه در تامین نیازمندیهای اولیه و رفع موانع ابتدایی هم کاری صورت نگرفته است. فقر و بیکاری بارزترین شاخصه افتضاح وضعیت اقتصادی است. معادن و سرمایه های کشور امروز در دام گروهها و اشخاص مافیایی قرار گرفته است که منافع ملی هیچگاه در آن مطرح نمی باشد. در باب حمایت ها و کمک های بین المللی که بنام مردم افغانستان صورت گرفته و از اعتبار و آبروی مردم سرمایه گذاشته شده است، قطره ای هم بکام تشنه این سرزمین سوخته و ویران نچکیده است. فرار روز افزون مردم بخارج از کشور برای کسب معاش و عدم تمایل بازگشت مهاجرین به کشور با وجود فشارهای اعمال شده از سوی کشورهای میزبان، خود گویای تلخ کامی وضعیت اقتصادی می باشد.
در عرصه سیاست هم فساد رسواتر از آنست که بتوان آن را بیان نمود. شاید در تاریخ جهان و در تاریخ کشور فساد سیاسی که امروز کشور دامنگیر آن می باشد سابقه نداشته باشد. شیوه سیاست و مدیریت کشور بگونه ای در فساد و تعاملات غیرقانونی غرق گردیده است که قانون و اصول و مقررات همه مفاهیم و معنی خود را کاملا از دست داده است. امروز در نظام اداری و سیاسی کشور قبح و زشتی بنام قانون شکنی و عبور از مرزهای قانونی و اعمال سلیقه های شخصی و قومی و گروهی وجود ندارد. در حقیقت در نظام سیاسی و اداری کنونی کشور هرکس رسواتر و بیشتر اهل معامله و خودفروشی و دیگرفروشی باشد از جایگاه و قدر و منزلت و اعتبار بیشتر برخوردار می باشد. زیرا که مبنا و اساس در این ساختار مهارت و توانمندی در اموری است که به فساد منجر می گردد. صداقت و راستی و خدمت به کشور هیچ ارزش و جایگاهی در آن ندارد. و صدافسوس و درد که مقامات ارشد کشور با توجیهات ناموجه مستقیم و غیرمستقیم، باعنوان نمودن مصالح سیاسی کشور و حکومت این چنین فساد ویرانگر و تباه کننده را توجیه نموده و حمایت می نمایند.
در عرصه اداره و مدیریت کشور نیز گزینیش و تقررها هیچ کدام بر اساس ضوابط نبوده و فقط مناسبات و روابط و وابستگی ها و تعلق ها اثرگذار می باشد. اگر به فهرست مجموعی مقاماتی که تاکنون جابجا گردیده اند توجه شود، این موضوع کاملا نشان میدهد که هیچ مقام خاطی و قانون شکن به مجازات نرسیده و مورد بازپرسی قرار نگرفته است و هیچ خادمی مورد تقدیر واقع نشده است. بنابر این با وجود چنین وضعیتی چگونه می توان انتظار داشت که افغانستان در یک بستر سالم و سازنده قرار داشته باشد؟ چگونه می توان توقع داشت که کشور با گذشت هر روز بسوی روشنایی و سعادت ره بپیماید؟ چگونه باید انتظار داشت که افغانستان بعد از طالبان دارای نظامی باشد که نسبت به حاکمیت طالبان از ویژگی های برتر برخوردار باشد؟ اعتمادملی چگونه در چنین فضایی سراسرآلوده و آشفته می تواند شکل بگیرد؟ مناسبات مردم و حکومت، در نظامی که هیچ ارزش و حقی برای مردم قایل نیست، چگونه می تواند شکل بگیرد؟ بر این اساس بدون دلیل و سند نیست که برخی از ارزیابی های بین المللی افغانستان را عقب مانده ترین و حکومت آن را فاسدترین حکومت های جهان خوانده اند. آیا فسادی بالاتر از این وجود دارد که مقامات حکومتی چشم خود را برهمه این فجایع و خیانت بسته و مدعی هستند که مسئله موجودیت فساد یک اتهام بیش نمی باشد!! در پی برگزاری انتخابات اخیر و چگونگی تعیین و معرفی وزراء که فضاحت آن کاملا برملا می باشد، بار دیگر اهمیت مسئله مبارزه با فساد از سوی برخی مقامات بین المللی و نیز مقامات حکومتی را برجسته ساخت. در ابتدا با توجه به تبلیغات و موضع گیریهای سخت و تعیین شرط و شروط های سختگیرانه تر از سوی جامعه بین المللی برای تعیین حکومت آینده، این انتظار بوجود آمد که شاید افغانستان و جهان از سالهای گذشته درس آموخته باشند. اما گذشت چند روز نشان داد که آن همه داعیه ها و برگزاری سیمینارها و کنفرانس ها همه بازی هایی اند که برای فریب اذهان مردم بکار بسته است. این آب گل آلود و بدبوی هم چنان در مسیر خود روان است.
همانطور که در سطور فوق بطور ضمنی ذکر گردید مشکل فساد در افغانستان این است که فساد در کشور از پشتوانه های بسیارقوی برخوردار می باشد. کسانی از فساد حمایت می نمایند که قانون و قدرت در دست آنان است. آنان قانون را فقط برای سرکوب و انزوای کسانی که با فساد و باند بازی مخالفت و مبارزه می نمایند بکار می بندند. در واقع اربابان قدرت داخلی و خارجی در نبود فساد برای یک روز هم زحمت ماندن در افغانستان را بخود نخواهند داد. این موضوع تنها شامل مقامات داخل کشور نمی گردد، بلکه مقامات و کشور های جامعه بین المللی را نیز دربر می گیرد. خوب است در این مورد به گزارشی که یکی از روزنامه های کشور به نشر رسانده است توجه نماییم. بر اساس این گزارش رئیس کمیسیون اقتصاد ملی ولسی جرگه طی گفتگویی اظهار داشته است که کمک هایی که در سال های گذشته از طریق دونرها به مصرف رسیده بر اساس یک استراتیژی و پلان درست نبوده بلکه تحقیقات نشان می دهد که تنها 20 درصد این مصارف به نفع افغانستان بوده و 80 درصد آن دوباره از کشور خارج شده است. وی در ادامه اظهارداشته است به دلیل آنکه برنامه ها در بیرون ازافغانستان تدوین می گردید و از واقعیت ها و ضرورت های داخل کشور بدور بوده است بنابر این مصارفی هم که صورت گرفته است نتیجه و اثرملموس نداشته است. رئیس کمیسیون اقتصادی ولسی جرگه در مورد به مصرف رسانیدن کمک های بین المللی میگوید: از 35 میلیارد دالر که در 8 سال گذشته از سوی جامعه جهانی به افغانستان کمک شده، صرف 7 میلیارد دالر آن توسط حکومت به مصرف رسیده که بر اساس تحقیقات انجام شده، حدود 50 تا 60 درصد مصرف این پول درست بوده و متباقی حیف و میل شده است.
درموردوضعیت زراعت درکشورکه رکن واساس اقتصاد کشوردانسته می شود متاسفانه در سال های گذشته توجه چندانی در زمینه توسعه و انکشاف آن نشده است. هم چنین در این مدت نه حکومت و نه جامعه جهانی از صنعت نوپای افغانستان به اندازه لازم حمایت ننموده اند. حال بادرنظرداشت چنین مواردی چگونه می توان توقع داشت که ایجادتشکیلات های مبارزه بافساددرکشورنتیجه بدهد. زیرا که مدعیان مبارزه بافسادخوددست شان تامرفق به فسادآلوده است. وقتی جامعه جهانی برای گریزازعدم مسئولیت پذیری خوددرموردافغانستان بحث فسادرا فقط درعملکردحکومت افغانستان محدودمی سازد؛ درمقابل حکومت نیزتوپ بازی را درمیدان رقیب حواله داده ومدعی است که عامل وریشه فساددرنهادهای وابسته به کشورهای دونرمی باشد. آنچه دراین میان بیچاره گردیده باسرنوشت آن بازی می گردد مردم افغانستان هستند. بنابراین طبق ضرب المثل معروف هرچیزی را برای جلوگیری ازپوسیدگی و فسادنمک می زنند؛ اماوای ازآن روزکه نمک بگندد! امروز در کشور ما نمک گندیده است. سیاست مداران و جامعه جهانی درگیر بازی خطرناک و منفعت جویانه ای شده اند که بصورت بی رحمانه خون مردم را در شیشه نموده و اوضاع را بصورت بحرانی نگهداشته اند. شعارهای مبارزه با فساد و ایجاد نهادها و تشکل های در رابطه با آن همه بحث های انحرافی است. از وضعیت جاری کاملا مبرهن است که افغانستان در مسیر خوش بختی و امیدبخش قرار ندارد. بایستی آینده ای بس تاریک و سراسر فقر و بدبختی را هم چنان تحمل نماییم.
منبع : http://outlookafghanistan.blogsky.com/1388/10/27/post-301 /

   

Comments

No comments yet
*Name:
Email:
Notify me about new comments on this page
Hide my email
*Text:
 
Powered by Scriptsmill Comments Script
   
All Rights Reserved 2009-2010 © by http://www.kabul.net.au
 contact@kabul.net.au
 The Template Designed By .:Jawaid Deljo:.